تبليغاتX
فرصت برای دوست داشتن همیشه هست

فرصت برای دوست داشتن همیشه هست

شعر و ارب

میرم . شاید دغد غه های خرم آبادی دوستای خرم آبادیم واقعا چیز عجیبی باشه که قراره یکی سکته کنه ویکی لذت لباس سپید و از دختری بگیره ویکی.........................................................

 با این که به اکثر شهر های ایران رفتم و چیزی نمی تونه تا وقتی نخوام روم تا ثیر بذاره  خرم آباد  قدرت این وداره که حس تازه ای در من ایجاد کنه..........

به هر حال جای همه دوستام در جشنواره فلک والافلاک خالی.............

دیگر دلواپس باران نمی شوم

وقتی خیس ترین رویا

تمام خیابان را برایم چتر می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط مرجانه حمیدی  | 

حالا که عاشقانه هایمان

کوههای ست که به هم نمی رسند

من

در گله ی آهوانی که رم کرده اند

از جنگل های تو دور می شوم.

بگذریم

پشت این جنگل گاهی دنیا آنقدر کوچک است

که توی خیابان به هم می خوریم و

یادت می افتد هنوز زیبا بوده ام.......

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط مرجانه حمیدی  | 

سلام

دغدغه های کار و تحصیل مرا به روزمرگی کشاند تا بروز بودن و ایجاد وبلاگ به تاخیر افتد.اما تلنگرمعجزه ی کتابی که نزد من نزول کرد کافی بود که از حاشیه دور شوم و دوباره دلشیفتگی ام به ادبیات گل کند.

 

 

اشتباه گرفته ای

دریا را

با کسی که موج برش نمی دارد

گاهی که دوستت دارم را به آب می زنی.

اشتباه گرفته ای

تا من بوده ام

زمین بوده و چهار دیواری که از بس بلند نبوده

دست کسی به من رسید.

زنده ای!

و این گناه دریا نبودن من است

که تو را توی این

                   دامن آبی

                              غرق نکرده ام.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 8:28 بعد از ظهر  توسط مرجانه حمیدی  |